مراد على شمس
254
با علامه در الميزان ( فارسى )
اعضاء سر مىزند . پس امام كسى است كه باطن دلها و اعمال و حقيقت آن پيش رويش حاضر است ، و از او غايب نيست ، و معلوم است كه دلها و اعمال نيز مانند ساير موجودات داراى دو ناحيه است ، ظاهر و باطن ، و چون گفتيم باطن دلها و اعمال براى امام حاضر است ، لاجرم امام به تمامى اعمال بندگان چه خيرش و چه شرش آگاه است ، گويى هركس هرچه مىكند در پيش روى امام مىكند . و معلوم است كه مقام امامت با اين شرافتى و عظمتى كه دارد ، هرگز در كسى يافت نمىشود ، مگر آنكه ذاتا سعيد و پاك باشد . و بايد معصوم از هرضلالت و گناهى باشد ، و گرنه مهتدى به نفس نخواهد بود ، بلكه محتاج به هدايت غير خواهد بود . و هركس معصوم نباشد ، او امام و هادى به سوى حق نخواهد بود . « 1 » * امت س 227 - معناى كلمهء « امّت » و موارد استعمال آن و تفاوت آن با « ناس » چيست ؟ ج - اصل كلمه ( امت ) از ماده « امّ - يأمّ » گرفته شده كه بهمعناى قصد است ، و اگر بر جماعت اطلاق شده بر هرجماعتى اطلاق نشده ، بلكه بر جماعتى اطلاق مىشود ، كه افراد آن داراى يك مقصد و يك هدف باشند ، و به همين جهت توانستهاند اين كلمه را بر يك فرد هم اطلاق كنند ، و همچنين در ساير
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 413 .